+ - x
 » از همین شاعر
1 پیش از تو
2 آواره تر از باد
3 چهار بیتی ها
4 روزی برای دیدنت
5 اگر تو گرم و من سردم
6 قلمم زاده نیزار غم است
7 وه چه شادم که تو یارم شده ای
8 لبخند در سکوت تو در بند می شود
9 اتحاد و اتفاق

 » بیشتر بخوانید...
 معرفت نیست در این معرفت آموختگان
 از ورای سر دل بین شیوه ها
 دود دل ما نشان سوداست
 الهی پاره ای تمکین رم وحشی نگاهان را
 سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
 موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین
 از کفم خوب ترین هدیه ی دنیا برده
 خنک نسیم معنبر شمامه ای دلخواه
 مکن راز مرا ای جان فسانه
 امروز جنون نو رسیده ست

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

وه چه شادم من از آن دم که تو یارم شده ای
گل خوشبخو شده ام چون تو بهارم شده ای

خانه ی دل شده روشن ز صفای قدمت
چلچراغی تو درین خانه ی تارم شده ای

روز و شب با دل خود از تو سخنها گویم
که مرا کار دگر نیست، تو کارم شده ای

درد بی صبری دل را تو چو درمان شده ای
اندر این دشت جنون، صبر و قرارم شده ای


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *