+ - x
 » از همین شاعر
1 آن شب که بوی زلف تو با بوسه نسیم
2 می خواهمت سرود بت بذله گوی من
3 برچید مهر دامن زربفت و خون گریست
4 بود که بار دگر بشنوم صدای تو را ؟
5 در زیر سایه روشن مهتاب خوابنک
6 نیلوفر
7 ز چشمی که چون چشمه آرزو
8 دختر خورشید
9 عمری به سر دویدم در جست وجوی یار
10  نشود فاش کسی

 » بیشتر بخوانید...
 ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند
 رحم بر یار کی کند هم یار
 اگر خاک تو از جان محرمی نیست
 حکایت
 بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی
 گر این جا حاضری سر همچنین کن
 چند رباعی
 قضا آمد شنو طبل نفیرش
 دوبیتی های هزارگی بخش سوم
 دوش خوابی دیده ام خود عاشقان را خواب کو

۴.۷
امتیاز: ۴.۷ | مجموع آراء: ۳

موج رقص انگیز پیراهن چو لغزد بر تنش
جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش

حلقه ی گیسو به گرد گردنش حسرت نماست
ای دریغا گر رسیدی دست من در گردنش

هر دمم پیش آید و با صد زبان خواند به چشم
وین چنین بگریزد و پرهیز باشد از منش

می تراود بوی جان امروز از طرف چمن
بوسه ای دادی مگر ای باد گلبو بر تنش

همره دل در پی اش افتان و خیزان میروم
وه که گر روزی به چنگ من در افتد دامنش

در سراپای وجودش هیچ نقصانی نبود
گر نبودی این همه نا مهربانی کردنش

"سایه" کی باشد شبی کان اشک ماه و آفتاب
در شبستان تو تابد شمع روی روشنش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *