+ - x
 » از همین شاعر
1  شیرین هوس
2 بود که بار دگر بشنوم صدای تو را ؟
3 نیلوفر
4 دختر خورشید
5 دیگر این پنجره بگشای که من
6 بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من
7 آن شب که بوی زلف تو با بوسه نسیم
8 می خواهمت سرود بت بذله گوی من
9 برچید مهر دامن زربفت و خون گریست
10 در زیر سایه روشن مهتاب خوابنک

 » بیشتر بخوانید...
 یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او
 بیا بیا که تویی جان جان سماع
 هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود
 خوشدل کسيکه شد ز ازل آشنای دل
 ز دست شاه خورد طعمه باز وقت شکارش
 جانی که ز نور مصطفی زاد
 ای بر سر بازاری دستار چنان کرده
 اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند
 ای جان و ای دو دیده بینا چگونه ای
 ای سرو ناز حسن که خوش می روی به ناز

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


عمری به سر دویدم در جست وجوی یار
جز دسترس به وصل ویم آرزو نبود
دادم در این هوس دل دیوانه را به باد
این جست و جو نبود
هر سو شتافتم پی آن یار ناشناس
گاهی ز شوق خنده زدم گه گریستم
بی آنکه خود بدانم ازین گونه بی قرار
مشتاق کیستم
رویی شکست چون گل رویا و دیده گفت
این است آن پری که ز من می نهفت رو
خوش یافتم که خوش تر ازین چهره ای نتافت
در خواب آرزو
هر سو مرا کشید پی خویش دربدر
این خوشپسند دیده زیباپرست من
شد رهنمای این دل مشتاق بی قرار
بگرفت دست من
و آن آرزوی گم شده بی نام و بی نشان
در دورگاه دیده من جلوه می نمود
در وادی خیال مرا مست می دواند
وز خویش می ربود
از دور می فریفت دل تشنه مرا
چون بحر موج می زد و لرزان چو آب بود
وانگه که پیش رفتم با شور و التهاب
دیدم سراب بود
بیچاره من که از پس این جست و جو هنوز
می نالد از من این دل شیدا که یار کو؟
کو آن که جاودانه مرا می دهد فریب؟
بنما کجاست او


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *