+ - x
 » از همین شاعر
1  شیرین هوس
2 عمری به سر دویدم در جست وجوی یار
3 ز چشمی که چون چشمه آرزو
4 در زیر سایه روشن مهتاب خوابنک
5 برچید مهر دامن زربفت و خون گریست
6 می خواهمت سرود بت بذله گوی من
7 آن شب که بوی زلف تو با بوسه نسیم
8 بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من
9 دیگر این پنجره بگشای که من
10 دختر خورشید

 » بیشتر بخوانید...
 قصر بود روح ما نی تل ویرانه ای
 آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
 هر کی از نیستی آید به سوی او خبری
 من و اختیار
 گر این جا حاضری سر همچنین کن
 مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است
 برو ای دل به سوی دلبر من
 اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم
 چرا بسيار کاهش می کنی يار
 کو مطرب عشق چست دانا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


برچید مهر دامن زربفت و خون گریست
چشم افق به ماتم روز سیاه بخت
وز هول خون چو کودک ترسیده مرغ شب
نالید بر درخت
شب سایه برفشاند و کلاغان خسته بال
از راههای دور رسیدند تشنه کام
رنگ شفق پرید و سیاهی فرو خزید
از گوشه های بام
من در شکنجه تب و جانم به پیچ و تاب
در دیده پر آبم عکس جمال اوست
بر می جهد ز چشمه جوشان مغز من
هر دم خیال دوست
چون ماهتاب بر سر ویران های دل
مستانه پای کوبد در جامه سپید
پیچد صدای خنده او در دل خراب
لرزد تنم چو بید
این مطرب از کجاست؟ که از نغمه های او
بر خانه خراب دلم سیل درد ریخت
این زخمه دست کیست که بر تار می زند؟
تار دلم گسیخت
چون وای مرگ جگر سوز و دل خراش
چون ناله وداع غم انگیز
و جانگزاست
اندوهنک و شوم چو فریاد مرغ حق
این نغمه عزاست
ایننغمه عزاست که منعشق مرده را
امشب به گور می برم و خک می کنم
وز اشک غم که می چکد از چشم آرزو
رخ پک می کنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *