+ - x
 » از همین شاعر
1 عاشقم عاشق به رویت، گر نمی دانی بدان
2 صدره در انتظارت تا پشت در دویدم
3 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
4 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو
5 ای درد تو آرام دل من
6 یار از دل من خیر ندارد
7 ای دزدیده چشم از آهو
8 به دشمن آزادی زنان
9 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
10 دیوانه نمودم دل فرزانه خود را

 » بیشتر بخوانید...
 سرم را چُرت دربستی گرفته
 آزرده کرد کژدم غربت جگر مرا
 زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
 بیا تا دی کنیم امروز فردای قیامت را
 های فقر آلوده گان آن گنج باد آورد کو؟
 ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش
 پنهان به میان ما می گردد سلطانی
 ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
 هشیار شدم ساقی دستار به من واده
 گهی جویندهٔ حسن غریبی

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۱۷

ای درد تو آرام دل من
ای نام تو الهام دل من
یاد تو سر انجام دل من
از مهر تو پر جام دل من
وصلت ز جهان کام دل من

من عشق ترا پنهان نکنم
پیمان ترا ویران نکنم
با غیر تو من پیمان نکنم
بهر تو دریغ از جان نکنم
جان بخشمت و افغان نکنم

دانی تو که من بیمار توام
دلسوخته ی گفتار توام
جان باخته ی رفتار توام
تو یار منی من یار توام
من منتظر دیدار تو ام

باز آ ببرم ای دلبر من
بنشین به کنار بستر من
بر گیر و به دامان نه سر من
بنگر به دو چشمان تر من
ای دلبر من, ای دلبر من!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *