+ - x
 » از همین شاعر
1 عاشقم عاشق به رویت، گر نمی دانی بدان
2 به دشمن آزادی زنان
3 یار از دل من خیر ندارد
4 تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!
5 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو
6 دور از رخت سرای درد است خانه من
7 دیوانه نمودم دل فرزانه خود را
8 ای درد تو آرام دل من
9 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
10 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست

 » بیشتر بخوانید...
 لبخند در سکوت تو در بند می شود
 دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
 پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
 حرم جز قبله قلب و نظر نیست
 گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی
 دلا تا نازکی و نازنینی
 شوهرم قریه دار کوچه ماست
 دریایی
 من و تو از دل و دین نا امیدیم
 مگر مستی نمی دانی که چون زنجیر جنبانی

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۱۷

ای درد تو آرام دل من
ای نام تو الهام دل من
یاد تو سر انجام دل من
از مهر تو پر جام دل من
وصلت ز جهان کام دل من

من عشق ترا پنهان نکنم
پیمان ترا ویران نکنم
با غیر تو من پیمان نکنم
بهر تو دریغ از جان نکنم
جان بخشمت و افغان نکنم

دانی تو که من بیمار توام
دلسوخته ی گفتار توام
جان باخته ی رفتار توام
تو یار منی من یار توام
من منتظر دیدار تو ام

باز آ ببرم ای دلبر من
بنشین به کنار بستر من
بر گیر و به دامان نه سر من
بنگر به دو چشمان تر من
ای دلبر من, ای دلبر من!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *