+ - x
 » از همین شاعر
1  شیرین هوس
2 عمری به سر دویدم در جست وجوی یار
3 ز چشمی که چون چشمه آرزو
4 در زیر سایه روشن مهتاب خوابنک
5 برچید مهر دامن زربفت و خون گریست
6 می خواهمت سرود بت بذله گوی من
7 آن شب که بوی زلف تو با بوسه نسیم
8 بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من
9 دیگر این پنجره بگشای که من
10 دختر خورشید

 » بیشتر بخوانید...
 مادر مرا نبخش
 می گزید او آستین را شرمگین در آمدن
 ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری
 اگر مرا تو ندانی بپرس از شب تاری
 گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
 گران جانی مکن ای یار برگو
 پل و زورق نمی خواهد محیط کبریا اینجا
 گر تو عودی سوی این مجمر بیا
 دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من
 غزلی در نتوانستن

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

نشود فاش کسی آنچه میان من و تست
تا اشارات نظر نامه رسان من و تست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو بنگاهی که زبان من و تست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و تست

گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان من و تست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و تست

این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
گفتگویی و خیالی ز جهان من و تست

نقش ما گو ننگارند بدیباچه ی عقل
هر کجا نامه ی عشقست نشان من و تست


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

saman:

ممنون
هم از شاعر
هم از نگارنده بر صفحه




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *