+ - x
 » از همین شاعر
1 مرا در سینه فریادیست
2 گلوی قلمم
3 من و یک گوشه تنهایی
4 گفت و گویم با شعر
5 قرن ما
6 دست پلید غم
7 باور و آرزو
8 قشلاق زاده ام
9 واژه های تلخ و سنگینم
10 در ماتم بیان در زایش زبان

 » بیشتر بخوانید...
 به من نگر به دو رخسار زعفرانی من
 شاهدی بین که در زمانه بزاد
 عشق را با گفت و با ایما چه کار
 ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی
 دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
 آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
 بزن آن پرده دوشین که من امروز خموشم
 سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری
 به شکرخنده اگر می ببرد دل ز کسی
 پیوند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

روز پایان جهان


روز پایان جهان
روز آغاز جهان دگری
همه روز است اگر باهوشی

چون یکی دیده ببندد پُر سوز
دگری دیده گشاید آن روز

روز آغاز جهان دگری
همه روز است اگر با هوشی







دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *