+ - x
 » از همین شاعر
1 رفتی و ناله های دلم نا شنیده ماند
2 یک واپسین درود
3 من بی نهایتم
4 بهار چیست؟
5 مرگ زیباست
6 استقامت
7 بشنو تو برتری
8 مرا در سینه فریادیست
9 به دل گفتم فراموشت کند، از یاد دل رفتم
10 دوست دارم که فقط در برت ای مه باشم

 » بیشتر بخوانید...
 چندیست در هوای بتان پر نمی زنم
 گر آمدنم بخود بدی نامدمی
 ای یار شگرف در همه کار
 محاق
 نوازش کن به وصلت یا بکش با خنجر تیزم
 هر کجا گل کرد داغی بر دل دیوانه سوخت
 بداد پندم استاد عشق از استادی
 رقص چوب ها
 گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من
 به روز مرگ، چو تابوت من روان باشد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مادرم خسته و تنها و خموش
مادرم سرگردان
مادرم ویران است

مادرم خسته و تنها و خموش
دوست دارد هنوز
همه فرزندانش

گرچه فرزندانش
نرم نرمک
دل از آن مادر پر مهر و صفا
دل از آن کشور افتاده بخون ببریدند

دل من در بر آن مادر پر مهر و صفاست
دل من در بر آن کشور افتاده به خون
دل من در بر توست
مادرم
کشور من


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *