+ - x
 » از همین شاعر
1 جهنم است، جهنم نه نیمروزانست
2 های فقر آلوده گان آن گنج باد آورد کو؟
3 ای انگبین فروش دروغین ترا سزاست
4 دگر نه چشم به راه بهار آینه ام
5 های مردم، کاش امشب مست می بودم
6 شبی که قصة فانوس و باد میگفتند
7 آن که شمشیر ستم بر سر ما آخته است
8 مگو بسیج شبیخونیان به کام شب است
9 یک چند درین بادیه بودیم و گذشتیم
10 مباد بشکند ای رود ها غرور شما

 » بیشتر بخوانید...
 دلا منه قدم اصلا به نردبان مجاز
 دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم
 امشب گناهكار ترینم ای آسمان!
 دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
 صد گوش نوم باز شد از راز شنودن
 ما قحطیان تشنه و بسیارخواره ایم
 خه خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
 خدایا داد از این دل داد از این دل
 می رسی نرم تر از نم نم باران کرده
 از کفم خوب ترین هدیه ی دنیا برده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


یک چند درین بادیه بودیم و گذشتیم
با داس هوس خار درودیم و گذشتیم

تا چشم اجل را دو سه دم خواب رباید
افسانة بیهوده سرودیم و گذشتیم

چون صاعقه در دفتر فرسودة هستی
نامی بنوشتیم و زدودیم و گذشتیم

ای سیل بر این مشت خس و خار چه خندی
ماییم که راه تو گشودیم و گذشتیم

دیباچة امید به فرجام نپیوست
یک سطر برین صفحه فزودیم و گذشتیم

خاموشی ما پاسخ آوازه گرانست
وانرا که سزا بود ستودیم و گذشتیم



تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مصطفی اکبرزاده:

خیلی زیبا جناب استاد .




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *