+ - x
 » از همین شاعر
1 مباد بشکند ای رودها غرور شما
2 دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست
3 دانه های انار
4 تموز ما چه غریبانه و چه سرد گذشت
5 چها که بر سر این تکدرخت پیر گذشت
6 دلم به سوی شما شادمانه مینگرد
7 چرا به سوی فلقها دری گشوده نشد
8 بیا نشیمن شهباز را به گریه نشینیم
9 شب شکستن فانوس
10 آن که شمشیر ستم بر سر ما آخته است

 » بیشتر بخوانید...
 ای كاش! ابر باشم و بارانی ات شوم
 بسليمان خبر از دبدبهء مور مگو
 مخسب ای یار مهمان دار امشب
 زبان خامه ندارد سر بیان فراق
 اگر تو جان ندهی می برد ملاحت يار
 گر بود يار يارم، نامهربان نمی شد
 پندار
 از باغ تا بن بست
 موی زیبای تو بی حادثهء مریم نیست
 من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


مباد بشکند ای رودها غرور شما
که این صحیفه شد آغاز با سطور شما

شبان تیرة لب تشنه گان بادیه را
شکوه صبحدمان میدهد حضور شما

هزار دشت شقایق، هزار چشمة نوش
بشارتیست ز آینده های دور شما

چه شادمانه به کابوس مرگ میخندید
دو روی سکه هستیست سوگ و سور شما

شکیب زخمی مرغابیان ساحل را
توان بال عقابان دهد عبور شما

مباد خسته شود دستهای جاری تان
مباد تنگ شود سینة صبور شما

مباد سایه ابلیس سار وسوسه ها
شبی گذر کند از کوچة شعور شما

مباد تیره مردابیان تبیره زند
مباد بشکند ای رودها غرور شما



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *