+ - x
 » از همین شاعر
1 دلم به سوی شما شادمانه مینگرد
2 دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست
3 های فقر آلوده گان آن گنج باد آورد کو؟
4 شبی که قصة فانوس و باد میگفتند
5 چرا به سوی فلقها دری گشوده نشد
6 تموز ما چه غریبانه و چه سرد گذشت
7 جهنم است، جهنم نه نیمروزانست
8 دگر نه چشم به راه بهار آینه ام
9 یک چند درین بادیه بودیم و گذشتیم
10 شب شکستن فانوس

 » بیشتر بخوانید...
 امروز من و باده و آن یار پری زاده
 نگارستان
 جان جانی و جان صد جانی
 کیست در این شهر که او مست نیست؟
 خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد
 ای درآورده جهانی را ز پای
 ای جان و جهان چه می گریزی
 در باغ
 هودج معنی
 باز فروریخت عشق از در و دیوار من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


تموز ما چه غریبانه و چه سرد گذشت
کبود جامه ازین تنگنای درد گذشت

نسیم آنسوی دیوار نیز زخمی بود
چو از قبیلة اشباح خوابگرد گذشت

ز دوستان گرانجان کجا برم شکوه
کنون که خصم سبکمایه هر چه کرد گذشت

دلم نه بندة افلاک شد نه بردة خاک
ز آبنوس رمید و ز لاژورد گذشت

بگو که کید شغادان به چاهسارش کُشت
مگو که وای ببین رستم از نبرد گذشت

درین غروب، غریبانه دل هوای تو کرد
حریق لاله ز رگهای برگ زرد گذشت

چو دل به دست ز کویت گذر کنم گویی
یکی ز شیشه فروشان دوره گرد گذشت

قسم به غربت واصف که در جهان شما
یگانه آمد و تنها نشست و فرد گذشت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *