+ - x
 » از همین شاعر
1 دانه های انار
2 آن که شمشیر ستم بر سر ما آخته است
3 مباد بشکند ای رود ها غرور شما
4 دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست
5 یک چند درین بادیه بودیم و گذشتیم
6 تموز ما چه غریبانه و چه سرد گذشت
7 دگر نه چشم به راه بهار آینه ام
8 مباد بشکند ای رودها غرور شما
9 چها که بر سر این تکدرخت پیر گذشت
10 ای انگبین فروش دروغین ترا سزاست

 » بیشتر بخوانید...
 امروز سماع است و مدام است و سقایی
 قصر بود روح ما نی تل ویرانه ای
 ای ز خيال عارضت تار نظر به پيچ و تاب
 دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
 تو...
 ای دلبر بی دلان صوفی
 صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش
 کبود
 بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی
 دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱


ای انگبین فروش دروغین ترا سزاست
این جام شوکران که به لب میکنیم ما

ای فصل سرخ ساعقه خاکسترت کجاست؟
یاد از تبار و نسل و نسب میکنم ما

ای همنفس زبان نگه دلنشین تراست
کز هر نفس چو آینه تب میکنیم ما

یک قطره زنده گانی و صد جویبار رنج
این کار یاوه از چه سبب میکنیم ما

بر دوش، نعش زخمی خورشید شامگاه
دیگر سفر به وادی شب میکنیم ما




دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *