+ - x
 » از همین شاعر
1 شب شکستن فانوس
2 یک چند درین بادیه بودیم و گذشتیم
3 شبی که قصة فانوس و باد میگفتند
4 ای انگبین فروش دروغین ترا سزاست
5 جهنم است، جهنم نه نیمروزانست
6 دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست
7 چها که بر سر این تکدرخت پیر گذشت
8 چرا به سوی فلقها دری گشوده نشد
9 مگو بسیج شبیخونیان به کام شب است
10 دگر نه چشم به راه بهار آینه ام

 » بیشتر بخوانید...
 روزی خوشست رویت از نور روز خوشتر
 بعد ها
 گر دست دهد ز مغز گندم نانی
 خوش باش که پخته اند سودای تو دی
 شرمی نداشتید، تنی را فروختید
 همه جانم ز سراغش بلبم آمده جان
 امشب که در آیینه مرورم کردی
 عشق شمس حق و دین کان گوهر کانی است آن
 شب چله
 از بی كسی نپرس، كه این روزها كسی-

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


بیا نشیمن شهباز را به گریه نشینیم
ستیغ و صخرة درواز را به گریه نشینیم

لباس سوگ بپوشیم چون بنفشه درین باغ
نهالهای سر افراز را به گریه نشینیم

سکوت سرد سر انجام را مدیحه مبادا
سرود سبز سر آغاز را به گریه نشینیم

گروه چلچله ها جز گریز چاره چه دارد
عقابهای فلکتاز را به گریه نشینیم

به روز بدرقة لحظه های سرخ شهادت
یلان حادثه پرداز را به گریه نشینیم

ایا پرنده ازین بالهای بسته چه خواهی
بیا حماسة پرواز را به گریه نشینیم

درین ضیافت خونین چو برنخاست صدایی
شکستِ شیشة آواز را به گریه نشینیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *