+ - x
 » از همین شاعر
1 شاعر به مرگ عاطفه ماتم گرفته است
2 بانو، حکایت خود موبه مو نکرد
3 عابر، پتو بپوش زمستان هنوز هست
4 مسافرازسفردلسرد می آید
5 تا پیچک خیال تو از ناز قد کشید

 » بیشتر بخوانید...
 کسی در بندغفلت مانده ای چون من ندید اینجا
 امروز سرکشان را عشقت جلوه کردن
 مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی
 شبانه
 بیست و نهم
 آمدم من بی دل و جان ای پسر
 دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
 دو شاخه سیب نه؛ سنگ است حاصلِ این­باغ
 ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی
 باغهای معلق بابل

۲.۰
امتیاز: ۲.۰ | مجموع آراء: ۱

پیچک خیال

تا پیچک خیال تو از ناز قد کشید
رویا جوانه کرد، غزل باز قد کشید

در بال های باور گنجشک های شعر
احساس نا شیانه ی پرواز قد کشید

شاعر نبود آن که خودش را نوشت و بعد
در واژه های روشن اعجاز قد کشید

گل کرد در تکلم و بعدن دلش گرفت
مثل ترانه دردل آوازقد کشید

گم شد میان همهمه ی"تال" و "سر" سپس
از لابلای "سرگم" یک ساز قد کشید

پایان گرفت هستی اش و خوشه خوشه باز
با رویش دوباره ی آغاز قد کشید


برگرفته از تارنمای خراسان زمین


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *