+ - x
 » از همین شاعر
1 یک آسمان ابر پر از دود میشوم
2 خزان
3 جنازه های متحرک
4 قصه ی عشق
5 باور کن
6 مادر
7 یک جنون بی رقم، معتاد می سازد مرا
8 گریه تلخ
9 این روز ها و خون من و گردن از شما

 » بیشتر بخوانید...
 پرده دل می زند زهره هم از بامداد
 رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
 قیامت می شود روزی که از من رو بگردانی
 ابناء ربیعنا تعالوا
 من نمی گويم که تنها ساغر و پيمانه سوخت
 ناودانها
 چاقو بزن! بریزان، از سینه آه آدم
 گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من
 وقتی میان فاجعه و درد میشوی
 مرا زياد محبت به خوبرويان است

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

این روز ها و خون من و گردن از شما
صد ها بهانه کردن و آوردن از شما

سهوِ تو بود من که صمیمانه گفتمت
ممنوعه نیست میوه من، خوردن از شما

باغ بهشت را که خدا قسمت تو کرد
در آتش اش کشیدن و افسردن از شما

قالی خوش نمای دلم را دریغ و حیف
چون خاک ره ندیده و نشمردن از شما

من اختیار خویش به دست تو داده ام
دل را به غم شکستن و آزردن از شما

گل کرده شاخه های پر از میوه دلم
گل را به باد دادن و پژمُردن از شما

آیینه نجابت من عهد بستن هست
دل را بدست دیگری بسپردن از شما

این ساغری که پر ز شراب دو آتش هست
با او جفا و جور و ستم کردن از شما

یک صد غزل به وصف نگاهت سروده ام
حالا تو لطف کن و بیا بردن از شما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *