+ - x
 » از همین شاعر
1 بمب خوشه ای
2 کور خواندی
3 جنگ تریاک
4 مار کر
5 ای بلا جویان کوی انتظار
6 سرافرازی ذلت
7 چهار بیتی ها بخش یکم
8 سام اسامه
9 یا ران انتحا ری
10 ما زاده کعبه ی بهاریم

 » بیشتر بخوانید...
 لحظه های رفتنت را می زند گیتار دیوار
 جسته اند دیوانگان از سلسله
 بعالم فتنه از چشم سياهش
 صوفی چرا هشیار شد، ساقی چرا بی کار شد
 اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری
 ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم
 جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر
 جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم
 خانه از سنگ بنا کن محل زلزله هاست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دره های زمزمه

اینجا چگونه وسوسه ها عام می شوند
آیینه های عاطفه بد نام می شوند

آیا بهار گشته سترون كه هر طرف
پاییزیان برنده به فرجام می شوند

و ان لاله های زخمی دیر آشنای ما
در دست باد ها زچه اعدام می شوند

آن شیشه ها كه ساغر صبح زمانه اند
تاكی گروه شبزده را جام می شوند

از دره های زمزمه چیزی بجا نماند
كم كم تمام حنجره ها رام می شوند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *