+ - x
 » از همین شاعر
1 جنگ تریاک
2 چهار بیتی ها بخش سوم
3 چهار بیتی ها بخش دوم
4 صندوق رأی
5 چهار بیتی ها بخش یکم
6 شهر بی دروازه
7 پوستین چپه
8 مار کر
9 برج زهرمار
10 مداری

 » بیشتر بخوانید...
 عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست
 دو رباعی
 می ده گزافه ساقیا تا کم شود خوف و رجا
 ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
 هر روز فقیران را هم عید و هم آدینه
 یا مخجل البدر اشرقنا بلالا
 ای خیالی که به دل می گذری
 ای آنکه از عزیزی در دیده جات کردند
 در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین
 یا مالک دمة الزمان

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دره های زمزمه

اینجا چگونه وسوسه ها عام می شوند
آیینه های عاطفه بد نام می شوند

آیا بهار گشته سترون كه هر طرف
پاییزیان برنده به فرجام می شوند

و ان لاله های زخمی دیر آشنای ما
در دست باد ها زچه اعدام می شوند

آن شیشه ها كه ساغر صبح زمانه اند
تاكی گروه شبزده را جام می شوند

از دره های زمزمه چیزی بجا نماند
كم كم تمام حنجره ها رام می شوند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *