+ - x
 » از همین شاعر
1 خربزه خربزه ره دید، رنگ می گیره
2 رگ رگم را جای خون دریای گل جاری شده
3 قرضداران
4 با تمام نا تمامی ها، تمامم کرده ای
5 دو شاخه سیب نه؛ سنگ است حاصلِ این­باغ
6 آتشک! آخر دمیدی، ابر تا باران شدی
7 هرچه سیبی که داده بود خدا
8 دوبیتی
9 گفته بودی شهرِ دل را بازسازی می­کنی
10 تاقین

 » بیشتر بخوانید...
 عکس
 رو مذهب عاشق را برعکس روش ها دان
 ای دلبر بی صورت صورتگر ساده
 یا ساقی المدامه حی علی الصلا
 سماع صوفیان می درنگیرد
 عید نمای عید را ای تو هلال عید من
 از اضغاث احلام یک ملاّ
 دیشب
 ای دل رفته ز جا بازمیا
 ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تاقین بدوز درد سرت را برای من

گل های زخمی ی جگرت را برای من

امسال را که برگ نکردم برای توست

تا تیز تر کنی تبرت را برای من

آیا چسان نماز شود، تا که داده یی

آب وضو نگاه ترت را برای من

من بره بره تار شدم تا ببافی اش

قالی ی مهربان برت را برای من

آری پری تویی و ولی من پرنده ام

بخشیده اند بال و پرت را برای من


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *