+ - x
 » از همین شاعر
1 اشکی بر گور بیگناهان بالابلوک
2 چهاربیتی ها (بخش چهارم)
3 چهار بیتی ها بخش سوم
4 آمد به زیر سایه ی تنهای ام نشست
5 فلتر شکن
6 تبار وسوسه ها
7 کور خواندی
8 برج زهرمار
9 یا ران انتحا ری
10 چهاربیتی ها (بخش پنجم)

 » بیشتر بخوانید...
 راگ وسواس
 خواجه سلام علیک گنج وفا یافتی
 آن چیست یکی دختر دوشیزه ی زیبا
 سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر
 با آن که می رسانی آن باده بقا را
 در میان عاشقان عاقل مبا
 تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی
 باز آمدم که فکر ترا آب و گل کنم
 گلیم بافته دست پدرم
 صلح کل

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


گفتی ز موجِ دغدغۀِ بی شمارِما
وزسیلِ بی ثباتیِ فکرِنزارِ ما
گفتی: " که فصلِ لاله و باران گذشته است
ما و سرشك و آه دل داغدار ما
بیزارم از تجارت بازارِ این دیار
یك كوله بار ماتم وپا یِ فرارِ ما
آتش بس است و شعلۀِ شب تا كرانه ها
چندین مجوی هستی صبحِ بهار ما
نوشیدن صدا ی تبسم از آن غیر
" توفان اضطراب از آن دیار ما
-------------------------
--------------------- ---
بر گو تبار وسوسه ها را كه بعد از این
ماییم و باز نعرۀِ منصور و ار ما
باشد هزار قصۀِ ناگفتنی هنوز
ورد زبان زخمی اندا مِ دار ما
نورالله وثوق
۸۸/۶/۲۱


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *