+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر مُردم
2 من مرگ غفلتم
3 خنده فروش
4 همت کن
5 بخوان شعرم
6 روز پایان جهان
7 یک واپسین درود
8 هم میهنم
9 طرح یک خالق زن
10 گفت و گویم با شعر

 » بیشتر بخوانید...
 شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی
 چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری
 از هر چه بجر می است کوتاهی به
 این کینه وران باز به نیرنگ دگر
 شرمی نداشتید، تنی را فروختید
 هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته
 بی خبر
 من زمستان وطن را یاد کردم
 گر دیو و پری حارس با تیغ و سپر باشد
 قرار زندگانی آن نگارست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


دوست دارم که فقط در برت ای ماه باشم
با تو یکجا باشم
مالک آن لب شهد و قد و بالا باشم
باتو یکجا باشم

گه برم دست به رخسار گهی در مویت
گه کشم ناز و گهی ناز دهم ابرویت
گهی بندم، گه رهانم دلم از گیسویت
گهی از دشت بناگوش و تنت
بوسه ها برچینم

یا که در سایه ی سرو قد تو
به تماشای بر و بار تنت
به تماشای هزاران غنچه
پشت بر روی زمین
چشم بر چهره ی مهر آمیزت
دست بر شاخ تنت می بردم

و تو لرزیده چو هر برگ تنت
شاخه هایت به برم می کردی
و من تشنه لب سوخته دل
غوره های بدنت را به نفس می پختم



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *