+ - x
 » از همین شاعر
1 مرگ غم
2 لحظه های خموش
3 شام جدایی
4 حنجر و گوش و نگاه
5 گلوی قلمم
6 رفتی و ناله های دلم نا شنیده ماند
7 قشلاق زاده ام
8 طرح یک خالق زن
9 استقامت
10 سرود کوهساران

 » بیشتر بخوانید...
 شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
 ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
 به استاد سرآهنگ
 لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار
 خنب های لایزالی جوش باد
 فرست باده ی جان را به رسم دلداری
 ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
 پادگان
 مباد بشکند ای رود ها غرور شما
 چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من هرچه می روم
ره همرهء من است
ما را چه باک گر همه نیمی ز ره روند؟

من بی نهایتم، ره بی نهایت است



۲۱ سپتمبر ۲۰۱۰ - گاه: ۲۲:۵۵


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *