+ - x
 » از همین شاعر
1 به خوابیدگان
2 دست پلید غم
3 مرا بخوان
4 واژه های تلخ و سنگینم
5 بخوان شعرم
6 خنده فروش
7 من و یک گوشه تنهایی
8 لحظه های خموش
9 قرن ما
10 وگاهی زندگی پرواز را ماند

 » بیشتر بخوانید...
 گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
 مرور یک گرداب
 یکی لحظه از او دوری نباید
 شهر خوابیده
 دوتا نگاه
 مکن ای دوست غریبم سر سودای تو دارم
 می دان که زمانه نقش سوداست
 چنین می زن دو دستک تا سحرگاه
 علونا سماء الود من غیر سلم
 خوش جامه که در هر نارسا رساست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

درخت ریشه در خاکم
در هفت آسمان را کوفت
مه و خورشید و کوکب زادگان عمریست
که زیر برگ های همت خاکی و پاک من
پناه و سایه می جویند



دلت از آسمان برکن
عروج خاک را در من تماشا کن



دانشگاه آزاد ۶ اوگوست ۲۰۱۰
گاه: ۱۴:۲۰


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *