+ - x
 » از همین شاعر
1 بخوان شعرم
2 بهار چیست؟
3 قرن ما
4 قشلاق زاده ام
5 دوست دارم که فقط در برت ای مه باشم
6 گفت و گویم با شعر
7 مادر
8 گلوی قلمم
9 عشق بشر
10 مرا در سینه فریادیست

 » بیشتر بخوانید...
 ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر را
 سیر نشد چشم و دل از نظر شاه من
 طبع چیزی نو به نو خواهد همی
 زاهد اگر ز کوی تو يکبار بگذرد
 قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا
 ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر
 مرگ غم
 شهر ما خوبترین شهر زمین
 آن یوسف خوش عذار آمد
 بخت از دهان دوست نشانم نمی دهد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

وقتی باد سنگین و سرد تر می وزد

فرهنگ استقامت را از درخت بیاموز

بگذار که جامه ی سبزت تار شود

و شاخچه هایت بریزند

و بدان که دست هزار باد به ریشه های ژرفت که سینه خاک را شگافته اند نخواهد رسید

تو ایستاده باش

تا باد بمیرد



۲۱ مارچ ۲۰۱۰ - گاه: ۱۳:۲۴


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *