+ - x
 » از همین شاعر
1 من مرگ غفلتم
2 من و من
3 زنخدانش مکیدم تا به پستان
4 شام جدایی
5 فریاد سبزه ها
6 دوست دارم که فقط در برت ای مه باشم
7 لحظه های خموش
8 هم میهنم
9 بهار چیست؟
10 قشلاق زاده ام

 » بیشتر بخوانید...
 ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او
 گر نرگس خون خوارش دربند امانستی
 سیه چادر مرا پنهان ندارد
 به صلح آمد آن ترک تند عربده کن
 نه هرکس خود گرد هم خودگداز است
 آن کس که به بندگیت آید
 خضری به میان سینه داری
 آمد بهار خرم و آمد رسول یار
 مرحبا ای جان باقی پادشاه کامیار
 غزل خستگی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

وقتی باد سنگین و سرد تر می وزد

فرهنگ استقامت را از درخت بیاموز

بگذار که جامه ی سبزت تار شود

و شاخچه هایت بریزند

و بدان که دست هزار باد به ریشه های ژرفت که سینه خاک را شگافته اند نخواهد رسید

تو ایستاده باش

تا باد بمیرد



۲۱ مارچ ۲۰۱۰ - گاه: ۱۳:۲۴


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *