+ - x
 » از همین شاعر
1 مادرم خسته و تنها و خموش
2 عشق بشر
3 مرگ غم
4 مادر
5 طرح یک خالق زن
6 زنده گی عشق من است
7 مرا بخوان
8 به خوابیدگان
9 به استاد سرآهنگ
10 همت کن

 » بیشتر بخوانید...
 این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
 نشاید از تو چندین جور کردن
 مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند
 من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم
 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
 دوشیزگان شعرم اگر نیست برقع پوش
 صلا جان های مشتاقان که نک دلدار خوب آمد
 اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر
 عمری دلم به ناوک نازت نشانه بود
 نثرنا فی ربیع الوصل بالورد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

الا ای باد توفان کن
نوایم را به گوش سنگ سنگ سرزمینم بر


بگو از من
دگر بودن
دگر گشتن
دگرگون کردن، آری
و لیکن آروز بردن دگر همت نمی خواهد

که باور داشتن گر کفر محض است
آروز بردن گناهی نیست

اگر باور نداری
آرزو بر
کارزو خشت نخستین است باور را

31-12-2009
امستردم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *