+ - x
 » از همین شاعر
1 دلم به سوی شما شادمانه مینگرد
2 مگو بسیج شبیخونیان به کام شب است
3 های فقر آلوده گان آن گنج باد آورد کو؟
4 دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست
5 مباد بشکند ای رود ها غرور شما
6 های مردم، کاش امشب مست می بودم
7 چرا به سوی فلقها دری گشوده نشد
8 شبی که قصة فانوس و باد میگفتند
9 جهنم است، جهنم نه نیمروزانست
10 تموز ما چه غریبانه و چه سرد گذشت

 » بیشتر بخوانید...
 خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار
 تو را در دلبری دستی تمامست
 از دل رفته نشان می آید
 یک سایه نوازش
 طبیب درد بی درمان کدامست
 دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن
 فال حباب زن ، بشمر موج آب را
 بگویم مثالی از این عشق سوزان
 من کجا بودم عجب بی تو این چندین زمان
 گر عید وصل تست منم خود غلام عید

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱


به سرنوشت غم آلود دانه های انار
دلم چو هیمه میان تنور می سوزد
که هر کی دست فرا برد
پی رهاندنشان از شکنج پرده و پوست
نخست پیکرشان را میان مشت فشرد
سپس یکایک را
به شادمانی خورد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *