+ - x
 » از همین شاعر
1 هفتاد و دو سر
2 آمد و رفت
3 منگنه
4 از دل جنگل انبوه ...
5 دو نیمه سیب
6 زمستان کابل
7 گل سرخ غربت
8 قصه سنگ و خشت
9 صلح کل
10 بازی

 » بیشتر بخوانید...
 ببين به خرقه ام هرجا بود نشان شراب
 گر می فروش حاجت رندان روا کند
 مرا در واژه ها جویید
 بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان
 چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
 تا به کی ای شکر چو تن بی دل و جان فغان کنم
 یا ساقی المدامه حی علی الصلا
 من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
 ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان
 کجایی ساقیا درده مدامم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گفتید نبی دیدم و نمرود نوشتم
گُل یافتم و زخم ِ نمکسود نوشتم
گفتید که شیران شب ِ آتش و خون را
دربان ِ درِ دوزخ موعود نوشتم
مردم! چه کنم؟ آینگی سیرت من بود
ناچار بر آن صورت ِ موجود نوشتم
گُل چیدم اگر، مثنوی عطر سرودم
گِل خوردم اگر، بیت ِ گِل آلود نوشتم
چون شاعر توس از پی خیری اگر امروز
بیتی دو سه در مدحت محمود نوشتم،
فردا که درختان جفا ریشه دواندند،
هر چیز که مستوجب آن بود نوشتم
من سوختة آتش هفتاد تنورم
کافر مشماریدم اگر دود نوشتم

مهر 1375


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *