+ - x
 » از همین شاعر
1 کفران
2 غدیر
3 آن دست ِ دیروزین
4 بازی
5 اسفندیار
6 پیوند
7 هفتاد و دو سر
8 اُحُد (3)
9 صلح کل
10 دو نیمه سیب

 » بیشتر بخوانید...
 ما آفت جان عاشقانیم
 طرح یک خالق زن
 نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند
 کجکنن اغلن اودیا کلکل
 الام طماعیة العاذل
 حرفی میان ما شد و اما به دل نگیر
 اندرآ ای مه که بی تو ماه را استاره نیست
 اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری
 نبشتست خدا گرد چهره دلدار
 خنک آن ملتی کز وارداتش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آیا شود بهار که لبخندمان زند؟

از ما گذشت، جانب فرزندمان زند

آیا شود که بَرْش زن پیر دوره گرد

مانند کاسه های کهن بندمان زند

ما شاخه های سرکش سیبیم، عین هم

یک باغبان بیاید و پیوندمان زند

مشت جهان و اهل جهان باز باز شد

دیگر کسی نمانده که ترفندمان زند

نانی به آشکار به انبان ما نهد

زهری نهان به کاسة گُلقندمان زند

ما نشکنیم اگرچه دگرباره گردباد

بردارد و به کوه دماوندمان زند

روئین تنیم، اگرچه تهمتن به مکر زال

تیر دوسر به ساحل هلمندمان زند

سر می دهیم زمزمه های یگانه را

حتّی اگر زمانه دهان بندمان زند


مشهد 29 اسفند 1380


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *