+ - x
 » از همین شاعر
1 کژدم ِ عسل دختر
2 خربزه خربزه ره دید، رنگ می گیره
3 در تضادِ شهرداری­یی دلت شد خانه­ ام
4 می­روم... خرجی ندارم، یک دو بوسه دخترک
5 تاقین
6 چشم ِ ترا بر روی نعش ام تر نمی خواهم
7 تنورت گرم تا ماند؛ بسوزانم بسوزانم!
8 دوبیتی
9 سیاه سر
10 گفته بودی شهرِ دل را بازسازی می­کنی

 » بیشتر بخوانید...
 بسته يی زنار ای دل اهل ايمانی هنوز
 در خانه خود یافتم از شاه نشانی
 عقبه ای دیگر نباشد روح از تن رسته را
 ابریشم و عصل
 صلح کل
 نارسیده به سکوت
 بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان
 مرد مسلمان
 به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
 دوش خوابی دیده ام خود عاشقان را خواب کو

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

با تمام نا تمامی ها، تمامم کرده ای

در سر راهت علیک بی سلامم کرده ای

سینه هایت را میان دست پنهان کردی و

شاد گردیدم که شاید احترامم کرده ای

غصه‎یی، اندوه پرور، کان بدبخی مگر

کم برایم بود که نامرد نامم کرده ای؟

جز به اسماعیل، ابراهیم بودن خوب نیست؟

دیده‎ای قربانی‎ات گشتم حرامم کرده‎ای


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *