+ - x
 » از همین شاعر
1 رفته، رفته از کنارت می­ روم دیگر بچیش
2 تنورت گرم تا ماند؛ بسوزانم بسوزانم!
3 قرضداران
4 کژدم ِ عسل دختر
5 تاقین
6 گفته بودی شهرِ دل را بازسازی می­کنی
7 همیشه خواهش بالاتر است از بینی
8 آتشک! آخر دمیدی، ابر تا باران شدی
9 چقدر تو بلند و من پستم
10 دوبیتی

 » بیشتر بخوانید...
 مرا بخوان
 از چه خار از من خوری ای جامه خارايی بيا
 حکم البین بموتی و عمد
 قلمم زاده نیزار غم است
 انتظار
 ياد ايامی که دير و کعبه ام روی تو بود
 دمی به وادی غيرت ز خود رميده غزالم
 هین که هنگام صابران آمد
 به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی
 ایا گم گشتگان راه و بیراه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خنده مصنوعی‎ست می‎دانم که حالت خوب نیست

شانه‎هایت غیرِ جای سرخِ ضربِ چوب نیست



شامشارِ وحشیِ سبز و بلندِ موی تو

روی فرشِ خانه‎یی بالاتر از جاروب نیست



این‎قدر شامی که پی‎هم در رگانت ریختند

آفرین بر تو که صبح خنده‎ات معیوب نیست



بوسه کردم گونه‎هایت را ... و خندیدی که این

اشک‎های آخرینم هست، آخر «سوب» نیست



بگذر از من... هیچ‎کاری هم نمی‎آید ازم

بعد از این باید بگویی هیچ کس محبوب نیست



زنده گی یک‎تا برایت، مرگ صد تا داده‎اند

از گلویت رفتنِ هر آش، بی‎آشوب نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *