+ - x
 » از همین شاعر
1 دنیا دوباره روی سرم پا به پای تو
2 دوبیتی
3 چشم ترا بر روی نعشم تر نمی خواهم
4 خواهی گپِ دلم شنوی؟ ناشنیدنی...
5 در تضادِ شهرداری­یی دلت شد خانه­ ام
6 با تمام نا تمامی ها، تمامم کرده ای
7 هرچه سیبی که داده بود خدا
8 می­روم... خرجی ندارم، یک دو بوسه دخترک
9 چشم ِ ترا بر روی نعش ام تر نمی خواهم
10 قرضداران

 » بیشتر بخوانید...
 سیاه سر
 زعشاق رنجیدنت را بنازم
 در ميان سينه ام دل می خورد بسيار چرخ
 به بخت و طالع ما ای افندی
 پارسی را پاس میداریم
 می نوش که عمر جاودانی اینست
 ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
 شب شد و هنگام خلوتگاه شد
 یا ساقی اسقنی براح
 ببازار عدم بينی زجاج خود نبينی را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خنده مصنوعی‎ست می‎دانم که حالت خوب نیست

شانه‎هایت غیرِ جای سرخِ ضربِ چوب نیست



شامشارِ وحشیِ سبز و بلندِ موی تو

روی فرشِ خانه‎یی بالاتر از جاروب نیست



این‎قدر شامی که پی‎هم در رگانت ریختند

آفرین بر تو که صبح خنده‎ات معیوب نیست



بوسه کردم گونه‎هایت را ... و خندیدی که این

اشک‎های آخرینم هست، آخر «سوب» نیست



بگذر از من... هیچ‎کاری هم نمی‎آید ازم

بعد از این باید بگویی هیچ کس محبوب نیست



زنده گی یک‎تا برایت، مرگ صد تا داده‎اند

از گلویت رفتنِ هر آش، بی‎آشوب نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *