+ - x
 » از همین شاعر
1 آخر سوب نیست...
2 از میان هزارتا خود من
3 همیشه خواهش بالاتر است از بینی
4 دم
5 از سرماگک‎های سرخ
6 خوشه چین
7 خواهی گپِ دلم شنوی؟ ناشنیدنی...
8 می­روم... خرجی ندارم، یک دو بوسه دخترک
9 کژدم ِ عسل دختر
10 تاقین

 » بیشتر بخوانید...
 دیده خون گشت و خون نمی خسبد
 امشب که گریه کردم بغض ترا عزیزم
 می لغزد
 انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر
 تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد
 آه چه بی رنگ و بی نشان که منم
 تلاوت اشک
 ای چنگ پرده های سپاهانم آرزوست
 تاریخ، آدمهای برفی، انتظار
 روی تو چو نوبهار دیدم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

روی دوشت نمی‎رسد دستم
چقدر تو بلند و من پستم

تو هنوزم پیاله‎ام هستی؟
من هنوزت، هنوز هم مستم

من هنوزم همان پسر بچه‎ام
که به موی تو لاله می‎بستم

بره‎ها را به کوه می‎بردی...
شاخ ِ بزغاله‎ی تو بشکستم
چقدر تو بلند و من پستم؟

***
دل کجا؟ کفش ِ توست پایش کن
من همان پینه دوزکت هستم.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *