+ - x
 » از همین شاعر
1 پیش از شیوع چشم تو اینجا اجل نبود
2  چهار رباعی
3 پنجره ات را ببند
4 بی بازگشت
5 ترانه ی زنان زیبا روی
6 دوستت میدارم ای زخم زرد!
7 نیل را بگو...
8 چادر فیروزه ای هر باربر سر کن بهار
9 جز در تو . اسراری نمانده است
10 صدای مرا می شنوی؟

 » بیشتر بخوانید...
 حسن تو همیشه در فزون باد
 آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی
 یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شده
 مثل یک تارتنک دور تنم پیچیدی
 در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
 ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم
 سپاس
 بهار اندیشهٔ صدرنگ عشرت کرد بسمل را
 برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
 ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بهارو من نفس سبز باغ میخواهم
به حجم سرخ حکایت دماغ میخواهم
درین عبوس شب انتظارو تنهایی
به قدر یافتن تو چراغ میخواهم
به جز حکایت چشمت هرآنچه قصه تهیست
دگر پناه نگاهت فراغ میخواهم
غروب بود که رفتی زشهر ویرانم
زهر سپیده کنونت سراغ میخواهم
به قدر روی تو در این شبم سپیدی بود
چرا به روزن روی تو داغ میخوواهم
غریبه تک وتاریک این شبستانم
به قدر یافتن تو چراغ میخواهم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *