+ - x
 » از همین شاعر
1 آوازش را تکانده بود
2 اجاق های ویران و خاکستر
3 نیل را بگو...
4 مهتاب بارانک
5 از قند هم گذشته نبات و عسل شدی
6 ترانه ی زنان زیبا روی
7 زن زیبا است
8 از کفم خوب ترین هدیه ی دنیا برده
9 شاعر
10 در سرزمین های دیگر

 » بیشتر بخوانید...
 بیست و سوم
 اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
 وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی
 چمن جز عشق تو کاری ندارد
 پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
 ای که در کوی خرابات مقامی داری
 ای مبدعی که سگ را بر شیر می فزایی
 گر شود زاهد دچار ساز پرجوش رباب
 برای نتوانستن
 گشته از فيض کدامين رو منور ماهتاب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

رنگ امید می پرد از نامهای ما
این جاده باز میرمد از گام های ما
عمری و در نزاکت این بزم مانده ایم
این باده باز میشکند جامهای ما
غوغای کاذبانه اگر جار تر شود
کبک هلال میپرد از شام های ما
از ما شکار تر به بیابان کسی نرفت
آهو به خنده آمده از دامهای ما
این باد مرده سرکش و طوفنده میشود
موج گناه میکند این بام های ما
این سفره ایکه بهر طعامی گشوده ایم
طعم ندیده میبرد از کامهای ما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *