+ - x
 » از همین شاعر
1 خانه از سنگ بنا کن محل زلزله هاست
2 یک کوچه ی باران زده...
3 باغهای معلق بابل
4 تنهایی در صورتم جیغ می زند
5 سر بزن
6 صدای مرا می شنوی؟
7 بگذر
8 هیچ کس مثل جزیره تنها نیست
9 شهری گم شده است
10 دوستت میدارم ای زخم زرد!

 » بیشتر بخوانید...
 ای دوست عتاب را رها کن
 من دی نگفتم مر تو را کای بی نظیر خوش لقا
 گویند بهشت و حور و کوثر باشد
 بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را
 بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری
 ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما
 هولی روز های پاییز است، دامن باد ها پر از رنگ است
 ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده
 ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری
 دوروزی فرصت آموزد درود مصطفا ما را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

رنگ امید می پرد از نامهای ما
این جاده باز میرمد از گام های ما
عمری و در نزاکت این بزم مانده ایم
این باده باز میشکند جامهای ما
غوغای کاذبانه اگر جار تر شود
کبک هلال میپرد از شام های ما
از ما شکار تر به بیابان کسی نرفت
آهو به خنده آمده از دامهای ما
این باد مرده سرکش و طوفنده میشود
موج گناه میکند این بام های ما
این سفره ایکه بهر طعامی گشوده ایم
طعم ندیده میبرد از کامهای ما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *