+ - x
 » از همین شاعر
1 پرچو شدم
2 قامت غزل
3 بیهوده ها
4 آبستن غروب
5 نیم من
6 دعای مادر
7 حرارت عشق
8 خطوط سرنوشت
9 بیا که قصه کنیم
10 جوهر مردی

 » بیشتر بخوانید...
 جنازه های متحرک
 به ساحل گفت موج بیقراری
 برآنم تا که از تو دل بگیرم
 رازست محرمانه بمغز سخن برس
 مادر سلام
 قامت غزل
 ای دوست خدا حافظ
 یک اتفاق ساده
 ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
 عمریست تا من در طلب هر روز گامی می زنم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آزادی (۱)
ای رفته و بسته خینهء آزادی
خیزد چی کسی به کینهء آزادی؟
از سرخی خون مرد مرهم باید
بر چارهء چاک سینهء آزادی

آزادی (۲)
تا جان نکنی به سنگر آزادی
کی سبز شود بوم و بر آزادی
مگذار برادرا! که داغی لغزد
بر دامن پاک خواهر آزادی

آزادی (۳)
ای مانده در اشک و ماتم آزادی
پیش آی به پای پرچم آزادی
یک عمر اسارت چکنم، می خواهم
یک لحظه حیات و یک دم آزادی

آزادی (۴)
ای خستهء اکناف شب آزادی
خورشید شو اندر طلب آزادی
کافر به شریعت جوانمردان است
واماندهء راه و مذهب آزادی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *