+ - x
 » از همین شاعر
1 کم کمکی
2 حلقۀ صبر
3 حضور ناخلف بغض
4 احساس
5 پرچو شدم
6 آزادی
7 سریال انتقام
8 ای آنکه به گهوارهء تن جان من استی
9 اگر دوباره نیایی
10 اجاق سرد انزوا

 » بیشتر بخوانید...
 دانه های انار
 بر شاخ امید اگر بری یافتمی
 چو کارزار کند شاه روم با شمشاد
 بلبل نگر که جانب گلزار می رود
 سلمک الله نیست مثل تو یاری
 چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی
 آسمان کوچه از مهتاب خالی می شود
 انتخاب
 اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبیست
 آن یار کز او خانه ما جای پری بود

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در جوی های تان نمی گنجد، نهنگ است این
دریا؟ نه، اقیانوس باید بود، تنگ است این
بازی؟ بلی گر کوه باشی یا دل صحرا
از شیشه ای گر، دور شو، بگریز، سنگ است این
اینجا، لباس شیر اگر داری، بیا! از توست
آهو؟ نمی آید . چرا؟ ایل پلنگ است این
دیوار شهرش سرخ و باغش سرخ و خاکش سرخ
یعنی ز خون همت و ایثار رنگ است این
در یک کلام از خود برآ باز آ درین مذهب
با گام عشق و جوهر مردی قشنگ است این


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *