+ - x
 » از همین شاعر
1 به مناسبت روز زن
2 برو خدا حافظ
3 سی و سومین نهال
4 حرارت عشق
5 کابل
6 جوهر مردی
7 آنکه خوابم را ورق می زد
8 باور پاک
9 آسمان بارانیست
10 رسول فجر

 » بیشتر بخوانید...
 این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
 چون حاصل آدمی در این شورستان
 ترازوی طلایی
 آخر بشنید آن مه آه سحر ما را
 من پری زاده ام و خواب ندانم که کجاست
 از بدی ها آن چه گویم هست قصدم خویشتن
 چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم
 ساقیا ساقیا روا داری
 ايدل برو کنار شو آن دلبر آمده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یک دسته هم، نماد ترازوست
بی وزنه های مطرح شطرنج وقت را
در ازدحام مدهش فریاد ما و من
وزنین تر از سکوت قلمداد می کنند.
از ابتکار خدمت شان داد می زنند
فریاد می کنند
اما نگفته اند
آزادی را چه وقت
آزاد می کنند؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *