+ - x
 » از همین شاعر
1 مادرکم
2 تنها بگرییم
3 اجاق سرد انزوا
4 راگ گریه
5 قلب همت
6 مشاعره
7 فصل انسان درو
8 دعای مادر
9 رسول فجر
10 قلب آرزو

 » بیشتر بخوانید...
 ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
 زهی عشق زهی عشق که ماراست خدایا
 من بیخود و تو بیخود ما را کی برد خانه
 لگد
 گرمابه دهر جان فزا بود
 بباد صبحدم شبنم بنالید
 چهارم
 عشق جانست عشق تو جانتر
 چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله
 دستگیری پدرانه یا مردسالاری تجربی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

اینجا منم نشسته لب بام انزوا
زفته به چرت زینهء فرجام انزوا
بسیار روی سینهء این بام گشته ام
با گام های خستهء ناکام انزوا
در آرزوی دست رفیقی نشسته ام
از صبح بی مصافحه تا شام انزوا
در موسم برهنه ترین کیسه های صاف
پیراهنی خریده ز لیلام انزوا
بیهوده بسته ام دل امید خویش را
بر وعده های بوسه به پیغام انزوا
دیگ امید را به چه امید مانده ام
روی اجاق سرد سیه فام انزوا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *