+ - x
 » از همین شاعر
1 یک کمی
2 تصنیف مادر
3 تزویر
4 تصویر بغض
5  نهاد عاطفه
6 خانه - مرد
7 اشتباه باور
8 فصل انسان درو
9 آه
10 آواره

 » بیشتر بخوانید...
 مرگ
 شیندم بیتکی از مرد پیری
 گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
 نیستی پیشه کن از عالم پندار برآ
 بمب خوشه ای
 چشم ترا بر روی نعشم تر نمی خواهم
 هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدم
 گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی
 کنفرانس لندن
 طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

اهداء به دکتر سید علی موسوی گرمارودی، دانشمند و شاعر توانای ایران:

گل بید

در آسمان چکامه چو ماهی ای استاد!
طلیعه ای که غرور سپاهی ای استاد!
و در عقوبت صحرای خشک بی شعری
تو سایه بانی و تو سر پناهی ای استاد!
ز خط خون* تو کردم سراغ جانان را
به عمق شب تو شهود پگاهی ای استاد!
به بید شعر سپید از کجاست این گل ها؟
به شاخه هاش تو پیچک گیاهی ای استاد!
شکستگی تو از موج معنویت توست
که شعر را تو شکست کلاهی ای استاد!
تبار خامهء این دلکده وزیرانند
تو در قلمرو این خطه شاهی ای استاد

خط خون: نام یکی از مجموعه های شعری استاد گرمارودی

------
دکتر سید علی موسوی گرمارودی، خرداد ۱۳۸۲
در پاسخ به غزل اخوانیهء هارون راعون شاعر جوان و خوش قریحهء افغانستانی:

مرد راه

به چشم روشن من چون نگاهی ای راعون
درون سینهء من همچو آهی ای راعون
غریب و تیره فرو مانده ام به ساحل شب
تو روشنای منی چون پگاهی ای راعون
اگر به باغ دلم سر زند درختی باز
در آن به جز تو نروید گیاهی ای راعون
بیا و همسفر عاشقان بیدل باش
تو در طریقت ما مرد راهی ای راعون
من این غزل به جوابت سروده ام از دل
تو راست در دل من جایگاهی ای راعون
در آن غزل که تو اش نام داده ای ( گل بید )
به من خطاب نمودی که شاهی ای راعون!
به کشور سخن ار من به چشم تو شاهم
تو سر وزیری و میر سپاهی ای راعون


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *