+ - x
 » از همین شاعر
1 فقط خواب
2 آه دریا دریا!
3 نیم من
4 یک سایه نوازش
5 آسمان بارانیست
6 شرنگس
7 آواره
8  نهاد عاطفه
9 یک کمی
10 بیهوده ها

 » بیشتر بخوانید...
 افتادن از چشمهایت پاییز بود
 بیا بیا که تو از نادرات ایامی
 تماس پای خورشید
 بیا زرتشت
 اندرآمد شاه شیرینان ترش
 می آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن
 نیست در آخر زمان فریادرس
 تا دل به چين کاکل يار آشيانه ساخت
 سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
 ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بوی بهشت می دهد دست دعای مادرم
سجده پس از خدا برم بر کف پای مادرم
آتش پاک عشق را دامن شوق می زند
در دل خامسوز من حمد و ثنای مادرم
ابروی بردباری ام خم نشود به عمر خود
بر سر من اگر زند درد و بلای مادرم
گر طلبد زمن - گهی - به یک اشاره حاضرم
جان به دو دست آورم بهر رضای مادرم
گرد و غبار حادثه نیست به راه عمر من
آب زده تمام شب اشک صفای مادرم
مرغ اذان! مخوان که او تا به سحر نخفته است
من کنم این سحر ادا فرض قضای مادرم
ارزش اشک یک شب اش به ز هزار جان من
پس تو بگو ز چه کنم هدیه برای مادرم
این من هرزه قاصر فرض ادای خدمتم
پس چه جواب می دهم پیش خدای مادرم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *