+ - x
 » از همین شاعر
1 من و تو
2 بوی حسرت
3 تصنیف مادر
4 تماشا
5 سی و سومین نهال
6 آسمان بارانیست
7 فصل انسان درو
8 به حریم جان بیایی که ترن ترن ترانی
9 شیرۀ هستی
10 نماد ترازو

 » بیشتر بخوانید...
 مست و خوشی باده کجا خورده ی؟
 ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر
 سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری
 دو توته سروده
 چنین می زن دو دستک تا سحرگاه
 تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!
 به من نگر که بجز من به هر کی درنگری
 سیدی انی کالیل انت فی زی النهار
 ای لاله رو بوصف تو دیوان نوشته ام
 عاقبت از عاشقان بگریختی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بوی بهشت می دهد دست دعای مادرم
سجده پس از خدا برم بر کف پای مادرم
آتش پاک عشق را دامن شوق می زند
در دل خامسوز من حمد و ثنای مادرم
ابروی بردباری ام خم نشود به عمر خود
بر سر من اگر زند درد و بلای مادرم
گر طلبد زمن - گهی - به یک اشاره حاضرم
جان به دو دست آورم بهر رضای مادرم
گرد و غبار حادثه نیست به راه عمر من
آب زده تمام شب اشک صفای مادرم
مرغ اذان! مخوان که او تا به سحر نخفته است
من کنم این سحر ادا فرض قضای مادرم
ارزش اشک یک شب اش به ز هزار جان من
پس تو بگو ز چه کنم هدیه برای مادرم
این من هرزه قاصر فرض ادای خدمتم
پس چه جواب می دهم پیش خدای مادرم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *