+ - x
 » از همین شاعر
1 چکامه های آزادی
2 نوازش
3 آواره
4 قلب آرزو
5 مادرکم
6 آنکه خوابم را ورق می زد
7 به مناسبت روز زن
8 اشتباه باور
9 در خنده های آیینه من گریه می کنم
10 باور پاک

 » بیشتر بخوانید...
 ندیده است كه چشمم سیاهچال شده
 ماها چو به چرخ دل برآیی
 سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس
 چنان کز غم دل دانا گریزد
 هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
 از وجه عدم يعنی ويرانه شدم يا هو
 در ازدحام درد
 امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم
 روضه خلد برین خلوت درویشان است
 ساقه در بیهوایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کبوترانه بیا دانه دانه می ریزم
تمام عاطفه را عاشقانه می ریزم
برای رونق ره می کنم طلوع همه روز
تمام ابر دلم را شبانه می ریزم
اگر مساحت اقلیم درک تو گوش است
تمام حادثه را در ترانه می ریزم
ز آذرخش خیالت چو ابر می گریم
به یاد هر قدمت هر کرانه می ریزم
به دشت یأس همام مرغ زیرکم که مدام
ز رنگ خون دلم نقش لانه می ریزم
ز خاصه گان نشنیدی شکایت عشقم
به گوش درک دلت عامیانه می ریزم
دگر چکامهء وصلی به زایمان نرسد
که خون خامهء خود خایبانه می ریزم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *