+ - x
 » از همین شاعر
1 پدرم
2 ف ا ص ل ه
3 چکامه های آزادی
4 فقط خواب
5 نوازش
6 آه
7 تصنیف مادر
8 بوی حسرت
9 حرارت عشق
10 اجاق سرد انزوا

 » بیشتر بخوانید...
 سرود کوهساران
 سوگند خورده ای که از این پس جفا کنی
 تا من اسیر حلقهء آن گوش گشته ام
 قتل عام
 صبح ازل شب ابد نيست بجز دو شهپرم
 یا منیر الخد یا روح البقا
 چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی
 از آمدن و رفتن ما سودی کو
 پرچو شدم
 آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشی

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

ندامت، پنجه شد بال و پر پرواز ما بشکست
و برق آسمان هم، پیکر شهباز ما بشکست
ز محور سازیی دست اجانب تا خبر گشتیم
چه بت ها در میان سینه های باز ما بشکست
مواد خام این کوهپایه ها از چوب و کاغذ بود
که تا آتش دهن شد باور آغاز ما بشکست
نشد یک پنجره در روز غارت جادهء دزدان
ولی آن قفل آهن خواندهء ممتاز ما بشکست
که را در معبر آیینه ها خوش چهره می یابیم
که سنگ شر شان بیهوده خواب ناز ما بشکست
به ساز تفرقه از بس که تیغ فاجعه رقصید
دو دست بر دعا بالای مهر انداز ما بشکست
فرو بستیم لب از خواهش یک محور سالم
که قلب آرزو در سینه ء آواز ما بشکست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *