+ - x
 » از همین شاعر
1 عاشقانه
2 رابطه ها
3 حرم دام
4 یک کمی
5 آه
6 نماد ترازو
7 ولی اینگونه نی
8 فقط خواب
9 آزادی
10 باور پاک

 » بیشتر بخوانید...
 هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانه
 رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
 جان من و جان تو بستست به همدیگر
 ای لاله رو بوصف تو دیوان نوشته ام
 دلا تا نازکی و نازنینی
 بیا با ما مورز این کینه داری
 ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو
 قانون خموشی
 روزگاربی عشق!
 هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

ندامت، پنجه شد بال و پر پرواز ما بشکست
و برق آسمان هم، پیکر شهباز ما بشکست
ز محور سازیی دست اجانب تا خبر گشتیم
چه بت ها در میان سینه های باز ما بشکست
مواد خام این کوهپایه ها از چوب و کاغذ بود
که تا آتش دهن شد باور آغاز ما بشکست
نشد یک پنجره در روز غارت جادهء دزدان
ولی آن قفل آهن خواندهء ممتاز ما بشکست
که را در معبر آیینه ها خوش چهره می یابیم
که سنگ شر شان بیهوده خواب ناز ما بشکست
به ساز تفرقه از بس که تیغ فاجعه رقصید
دو دست بر دعا بالای مهر انداز ما بشکست
فرو بستیم لب از خواهش یک محور سالم
که قلب آرزو در سینه ء آواز ما بشکست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *