+ - x
 » از همین شاعر
1 به خدا وقتی تو رفتی
2 صدها بهار
3 نماد ترازو
4 اشتباه باور
5 حرارت عشق
6 خطه ی سبز
7 امروز که بی حساب کردم گریه
8 راگ گریه
9 مادرکم
10 استخرخیال

 » بیشتر بخوانید...
 چو دیدم جوهر آینهٔ خویش
 کوچ
 از این پستی به سوی آسمان شو
 شب تاریک و برقها خاموش روشنی دیده چشم کور خودم
 تو تا بنشسته ای بر دار فانی
 چه کارستان که داری اندر این دل
 قاصد به حیرت کن ادا تمهید پیغام مرا
 مرا یاد است از دانای افرنگ
 بخش سیزدهم
 عصیان

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خلوتِ خاكستری

فریادِ هیمه های آزادی را
- وقتی از اجاقِ همسایه آتش آورده بودید -
تصنیف می بستید.
و اكنون
باز هم شما
این خلوت خاكستری را
بر شانهء سمندِ باد های بیگانه
سوار خواهید كرد
مانند
همیشه.



قهقهء گریه

رستمِ نامیرای آزادی را
با عجوزهء چند روزهء آرامی
معاوضه كردند.
حوصلهْ مُرده گانِ آفت خورده
كارتن های شكرانهء شان را
مُهرِ « آمین » می زنند.
اما قاه قاه می گرید
خنده های ناخود آگاه شان
در چهره
پنهان



فریادِ سپید

از تراكُم درد
تحملِ معامله و خیانت
و فریادِ باغ در سوگِ سپیدار هایش
از سرمای بی ستاره ترین شب های خاموش
بر جنازهء بی خواهرِ آزادی
التهابِ الهامِ موزونم
مُزمن شده.
دیگر
عقده هایم را
سپید فریاد می كنم.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *