+ - x
 » از همین شاعر
1 آواره
2 ولی اینگونه نی
3 حلقۀ صبر
4 سی و سومین نهال
5 نازنینم ! مهربانم خوب می دانم
6 جوهر مردی
7 اگر دوباره نیایی
8 فصل انسان درو
9 چکامه های آزادی
10 نماد ترازو

 » بیشتر بخوانید...
 همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر
 هر صبح که کردیم به غم شام گذشت
 چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشه
 از آمدن بهار و از رفتن دی
 به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابی
 نگارا تو در اندیشه درازی
 هوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان را
 رقص آتش
 مهار تبسم
 من و تو کشت یزدان ، حاصل است این

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چقدر پشت صفا پشت صدا دق شده ام
چقدر پشت دف و بانگ درا دق شده ام
همه جا زمزمهء مبهم بی عاطفه گیست
پشت یک گفتن ( قربان شما ) دق شده ام
نبض خاموش سکوتست که در فریاد است
پشت کلکینک و سنگ بچه ها دق شده ام
غنچهء هیچ لبی مایل بشکفتن نیست
پشت یک لحظهء لبخند خدا دق شده ام
خلوت هیچ یکی در گرو یادی نیست
پشت یک الفت بی روی و ریا دق شده ام
پشت چشمان نگه دزد زمینگیر و سیاه
پشت تصویر گلابی ی حیا دق شده ام
پشت لبخند نمک بستهء شیرین دهنان
پشت ابراز صمیمی ی وفا دق شده ام
ای همه قهر و سپس آشتی، ای لذت عشق!
به خدا پشت شما پشت شما دق شده ام


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *