+ - x
 » از همین شاعر
1 مشاعره
2 تو...
3 پدرم
4 خزان دوباره نرفت
5 هنوز قامت مستت روان زیباییست
6 اجاق سرد انزوا
7 برو خدا حافظ
8 به مناسبت روز زن
9 هله نوروز آمد
10 چکامه های آزادی

 » بیشتر بخوانید...
 سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم
 پارسی
 اینجا دلی ز آینه محروم شد، رفیق
 ز خاک من اگر گندم برآید
 داری خبر که از دل و جان می پرستمت
 قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
 کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم
 ساعتی خندید با خود از دم ِ یك روسپی
 تاریخ، آدمهای برفی، انتظار
 قشلاق زاده ام

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ایا سعادت سحر!
اگر به باغ می روی
ز هدیه گاه ابر ها
دو قطره ای
بهار بر.

به گوش دشت خسته هم
که در نبرد زنده گی
کفن زهم دریده است
نوید لاله زار بر.

ایا نسیم روز نو!
ز کوچهء دلم گذر
و بوی حسرت مرا
به خانهء
نگار بر.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *