+ - x
 » از همین شاعر
1 رابطه ها
2 کم کمکی
3 سی و سومین نهال
4 تو بیا
5 خانه - مرد
6 قامت غزل
7 عطش
8 اجاق سرد انزوا
9 بیا که قصه کنیم
10 مشاعره

 » بیشتر بخوانید...
 یک قوصره پر دارم ز سخن
 چهل و سوم
 چشم مستت به عين جنگ مرا
 شام شد روزم خدايا سرپناه من کجاست
 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
 به صلح آمد آن ترک تند عربده کن
 می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
 تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
 با همه بیگانگی ها آشنای کیستم؟
 کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیدا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در خنده های آیینه من گریه می کنم
با صد گلایه بسته دهن گریه می کنم
در ابر ابر عقدهء غربت نهان شده
بر دشت دشت یاد وطن گریه می کنم
سوزن ز رشته می شنود غربت مرا
من زیر چاک چاک چپن گریه می کنم
دیروز تان غریبی و امروز تان غریب
بر غربت همارهء زن گریه می کنم
تصویر بغض کیست از آیینه می چکد؟
من در شکست حرمت من گریه می کنم
معشوق را ندیدم و برگشتم ای دریغ!
عمریست چون اویس قرن گریه می کنم
اینجا کفن به حالت من گریه می کند
جایی که من به حال کفن گریه می کنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *