+ - x
 » از همین شاعر
1 اشتباه باور
2 شرنگس
3 هندسۀ هجر
4 صدها بهار
5 من و تو
6 زندگی
7 برو خدا حافظ
8 بیهوده ها
9 تصویر بغض
10 به مناسبت روز زن

 » بیشتر بخوانید...
 ثباتش ده که میر شش جهات است
 دردیدهً من بسکه هوس انگیزی
 ای دیده ز نم زبون نگشتی
 مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
 دل با دل دوست در حنین باشد
 ای جان و قوام جمله جان ها
 چاقوی كُند! درك نكردی كمی مرا
 وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری
 یا من بنا قصر الکمال مشیدا
 یا مالک دمة الزمان

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

عزیز! از گل سوری بیا که قصه کنیم
ز عشق و سوز و صبوری بیا که قصه کنیم
به باغ سبز دعا هشته ام دو دستم را
ز میوه های حضوری بیا که قصه کنیم
ز هرم فاصلهء کاروان و دشت و امید
ز سوز لحظهء دوری بیا که قصه کنیم
ز سال خشک وفا و تمام باغ و عطش
و گریه های ضروری بیا که قصه کنیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *