+ - x
 » از همین شاعر
1 تو...
2 آبستن غروب
3  نهاد عاطفه
4 استخرخیال
5 پرچو شدم
6 قلزم تلاوت
7 کم کمکی
8 خزان دوباره نرفت
9 دعای مادر
10 فقط خواب

 » بیشتر بخوانید...
 با یک خبر داغ چراغان شده ای باز
 ای دلارام من و ای دل شکن
 ناگهان اندردویدم پیش وی
 اگر دانا دل و صافی ضمیر است
 آخر کی شود از آن لقا سیر
 با من از ایران بگو
 نوازش
 ایا ملتقی العیش کم تبعدی
 به گرد دل همی گردی چه خواهی کرد می دانم
 چونک درآییم به غوغای شب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آخرین شب آخرین گفتار شاید امشب است
آخرین دم آخرین دیداد شاید امشب است
آخرین سرمایهء این سینه هم تاراج شد
لحظه های مرگ این بیمار شاید امشب است
گفتی از دیوار و از دوری نگو یک نکته هم
این غم دوری و آن دیوار شاید امشب است
از گریبان سحر امید خود را کنده ام
ابتدای ظلمت و تکرار شاید امشب است
زنده گی سنگین تر از تکلیف بی تو بودن است
می شود بر شانه هایم بار شاید امشب است
بی تو دیگر زنده گانی را به آتش می کشم
می شود خاکستر بسیار شاید امشب است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *