+ - x
 » از همین شاعر
1 مادرکم
2 حلقۀ صبر
3 تنها بگرییم
4 تصویر بغض
5 تماشا
6 خطه ی سبز
7 یک سایه نوازش
8 قلب آرزو
9 هله نوروز آمد
10 رابطه ها

 » بیشتر بخوانید...
 تا عشق تو سوخت همچو عودم
 نوازش
 هر که را گشت سر از غایت برگردیدن
 از ابر سیاه لعل و گهر می ریزد
 آب زنید راه را هین كه نگار می رسد
 افتاده ایم مثل دو تا دست روی هم
 نگر خود را بچشم محرمانه
 بگو به گوش کسانی که نور چشم منند
 مزن انگشت بر داغ دل من
 عیشم مدام است از لعل دلخواه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آخرین شب آخرین گفتار شاید امشب است
آخرین دم آخرین دیداد شاید امشب است
آخرین سرمایهء این سینه هم تاراج شد
لحظه های مرگ این بیمار شاید امشب است
گفتی از دیوار و از دوری نگو یک نکته هم
این غم دوری و آن دیوار شاید امشب است
از گریبان سحر امید خود را کنده ام
ابتدای ظلمت و تکرار شاید امشب است
زنده گی سنگین تر از تکلیف بی تو بودن است
می شود بر شانه هایم بار شاید امشب است
بی تو دیگر زنده گانی را به آتش می کشم
می شود خاکستر بسیار شاید امشب است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *