+ - x
 » از همین شاعر
1 آخرین شب آخرین گفتار شاید امشب است
2 ای آنکه به گهوارهء تن جان من استی
3 بیهوده ها
4 یک کمی
5  نهاد عاطفه
6 آواره
7 شرنگس
8 آسمان بارانیست
9 یک سایه نوازش
10 نیم من

 » بیشتر بخوانید...
 گر ندید آن شاد جان این گلستان را شاد چیست
 بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی
 گر چه تو نیم شب رسیدستی
 دوش همه شب دوش همه شب گشتم من بر بام حبیبی
 ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی
 متهم کیست
 بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد
 مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
 بنشسته به گوشه ای دو سه مست ترانه گو
 آوازهای سرزمین صبوری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آخرین شب آخرین گفتار شاید امشب است
آخرین دم آخرین دیداد شاید امشب است
آخرین سرمایهء این سینه هم تاراج شد
لحظه های مرگ این بیمار شاید امشب است
گفتی از دیوار و از دوری نگو یک نکته هم
این غم دوری و آن دیوار شاید امشب است
از گریبان سحر امید خود را کنده ام
ابتدای ظلمت و تکرار شاید امشب است
زنده گی سنگین تر از تکلیف بی تو بودن است
می شود بر شانه هایم بار شاید امشب است
بی تو دیگر زنده گانی را به آتش می کشم
می شود خاکستر بسیار شاید امشب است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *