+ - x
 » از همین شاعر
1 ویلن نواز ناز
2 عاشقانه
3 ولی اینگونه نی
4 زندگی
5 پرچو شدم
6 مادرکم
7 هله نوروز آمد
8 شیرۀ هستی
9 عطش
10 حرارت عشق

 » بیشتر بخوانید...
 گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی
 یکی درد و یکی درمان پسندد
 مدت وزارت در کابینۀ کرزی
 هله ای دلی که خفته تو به زیر ظل مایی
 راضی به مرگ می كند این ریسمان مرا
 گر وسوسه ره دهی به گوشی
 مستدرکات
 از خود و بیگانه
 هر چه کنی تو کرده من دان
 تنورت گرم تا ماند؛ بسوزانم بسوزانم!

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

ای آنکه به گهوارهء تن جان من استی
امید دل زار و پریشان من استی
بر هر چه نظر می فگنم نقش تو بینم
در مردمک تشنهء چشمان من استی
با جلوهء حسن تو یقینم شده کامل
ای جوهر جان مایهء ایمان من استی
من در حرم لطف تو مهمان تو استم
تو در دل حسرت زده مهمان من استی
از لطف درخشان نگاهت شدم آغاز
ای روح وفا هستی و پایان من استی
بی عشق و عبادت تن بیچاره بمیرد
تو جان من و این من و آن من استی
بر سینهء زخمم نکند مرهم کس سود
یعنی تو شفای دل سوزان من است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *