+ - x
 » از همین شاعر
1 کچری قروت
2 خزان دوباره نرفت
3 حلقۀ صبر
4 جوهر مردی
5 خطوط سرنوشت
6 قلب آرزو
7 آواره
8 تصنیف مادر
9 احساس
10 ای آنکه به گهوارهء تن جان من استی

 » بیشتر بخوانید...
 صدای مرا می شنوی؟
 کنون که بر کف گل جام باده صاف است
 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
 بانگ می زن ای منادی بر سر هر رسته ای
 بی تو یک شب دختر رویا شدم
 مهتاب برآمد کلک از گور برآمد
 دانی که کجا جویی ما را به گه جستن
 جانا تو بگو رمزی از آتش همراهی
 اتیناکم اتیناکم فحیونا نحییکم
 دیوانه یی به کعبه گریبان دریده بود

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

چو در زمین خدایم نمی پذیرد کس
به شهر قلب خودم
شهروند
می گردم
و یک اتاقک کوچک
کنار سایهء غربت
اجاره خواهم کرد.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *