+ - x
 » از همین شاعر
1 پرچو شدم
2 امتداد شکیبایی
3 رسول فجر
4 به حریم جان بیایی که ترن ترن ترانی
5 مشاعره
6 شه بیت
7 اجاق سرد انزوا
8 خانه - مرد
9 مادرکم
10 نیم من

 » بیشتر بخوانید...
 شعر ناتمام
 چو بربندند ناگاهت زنخدان
 خرم آنروز
 ای که ز یک تابش تو کوه اُحُد پاره شود
 رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
 ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال ها
 آخر سوب نیست...
 سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود
 هر آن دل ها که بی تو شاد باشد
 خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از بس شکسته ام
شیشه
به ذهن من
جز معنی شکست و شرنگس
نمی دهد.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *