+ - x
 » از همین شاعر
1 سریال انتقام
2 اگر دوباره نیایی
3 هله نوروز آمد
4 صدها بهار
5 آخرین شب آخرین گفتار شاید امشب است
6 اجاق سرد انزوا
7 خروش خاک خراسان
8 فقط خواب
9 تصویر بغض
10 امروز که بی حساب کردم گریه

 » بیشتر بخوانید...
 آن منظر فیض صبحگاهی بنگر
 بیا ساقی بیارن کهنه می را
 چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
 چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
 تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار
 حکم نو کن که شاه دورانی
 ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم
 اگر درد مرا درمان فرستی
 زهرآگین

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از بس شکسته ام
شیشه
به ذهن من
جز معنی شکست و شرنگس
نمی دهد.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *